صفحه اصلی   عضویت   آمار سایت   تماس با ما   RSS 2.0  
 
پربازديدترين مطالب
» خدایا....
» تا حالا ازاین درختا دیدی؟
» باز هم گلی به جمال قدیمی ها
» زیباترین پلهای دنیا
» آخی اجب خوابی
» ببنیدو لذت ببرید
» امان از دست آدما
 
 
آرشيو مطالب
نوامبر 2008 (4)
اکتبر 2008 (16)
سپتامبر 2008 (35)
آگوست 2008 (37)
جولاي 2008 (68)
ژوئن 2008 (16)
 
 
نظرسنجي
نظرشما در مورد سيستم؟

عالي
خوب
متوسط
بد

 
 
لينکستان
 
 
 
 
 Datalife Engine
 

  : آخی اجب خوابی

winked feel lol

آخی اجب خوابی


love ادامه داره love

 
  : ببنیدو لذت ببرید

feel winked lol

ببنیدو لذت ببرید


love ادامه داره love

 
  : امان از دست آدما

winked smile feel

امان از دست آدما


love ادامه داره love

 
  : خدایا....

recourse winked no

feel مصاحبه با خدا feel


خدایا....



belay خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید. lol

belay خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟ no

feel خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند. no

request - اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند. no

- feel اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت... request

belay سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد: feel

- no اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند. no

- request اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند lol .

- no یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند. feel

feel - اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند. belay

request با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت: belay

feel فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"


خدایا....

 
  : باز هم گلی به جمال قدیمی ها

feel lol feel

feel باز هم گلی به جمال قدیمی ها lol


lol در كنار سيل اخبار نه چندان خوشايند از تورم و گراني گرفته تا افزايش سن ازدواج و جرم و جنايت ... هر ازچند گاهي اخباري هم به گوش مي رسد كه باز هم غنيمت است و باعث مي شود كه اميدواري در انسان برانگيخته شود .اينكه دو تا انسان بي توجه به تابوها و حرف و حديث ها به نواي دل خود پاسخ مثبت بدهند و بدون اينكه به اين عبارت كهنه«آفتاب لب بوم»توجه كنند ،طلوع دوباره وصل و يك زندگي مشترك را به نظاره بنشينند. lol


باز هم گلی به جمال قدیمی ها


lol آقا قربان ۷۳ساله از روستايي در نزديكي قزوين است كه سالها پيش همسر خود را از دست داده و اكنون صاحب 10 فرزند و 40 نوه و نتيجه است.آقا قربان چند وقت پيش براي عيادت از يكي از اقوام خود در خانه سالمندان به خانه سالمندان امير المومنين قزوين مي رود که چشمش به صفيه خانم ۶۷ ساله ای مي خورد كه تنها يك دختر داشته و بعد از فوت همسرش سالها به تنهايي زندگي مي كرده است و اكنون هم در خانه سالمندان است. آقا قربان چند هفته پيش به خواستگاري صفيه خانم مي رود و پس از مهر ۱۴ سکه ای صفیه خانم هفته گذشته در همان خانه سالمندان مراسم عقد جالبي را با حضور برخي مسوولان شهر قزوين و دست اندركاران خانه سالمندان و البته مطبوعاتي هاي شهر برگزار مي كند.انشا الله كه اين زوج دنيات ديده خوشبخت باشند و از اين دست خبرها خاصه به هم رسيدن جوان هاي نجيب و مهربان كشورمان هم بيش از گذشته به گوش برسد. love


باز هم گلی به جمال قدیمی ها


باز هم گلی به جمال قدیمی ها

 
  : تا حالا ازاین درختا دیدی؟

lol feel winked

تا حالا ازاین درختا دیدی؟


love ادامه داره love

 
  : زیباترین پلهای دنیا

lol feel winked

زیباترین پلهای دنیا


love ادامه داره love

 
  : پرورش بزرگترین کدوی تنبل اروپا

lol laughing belay

پرورش بزرگترین کدوی تنبل اروپا


no کشاورزان انگلیسی کدوی تنبلی به بزرگی 100 کدوی معمولی پرورش دادند .روزانه در حدود 100 گالن اب در روز و جمعا 6 تن کود برای پرورش این کدوی 600 کیلویی مصرف شده است . lol

 
  : مادرم قده یه عروسک بود که مادر شد…!

no recourse recourse

no مادرم هنوز عروسک بازی میکرد که حسن اقا با یک دستمال پر از اسکناس دو تومنی امد اون رو از باباش خواستگاری کرد و با خودش برد! حسن اقا میگه: زهرا اِنقَد کوچیک بود که تا چند وقت مِترسیدُم بهش دست بزنم! حسن اقا یک شب دیر امد خانه … مادر گفت حسن اقا کجا بودِن؟ و بجای جواب کتک خورد… و یاد گرفت هیچ وقت به حسن اقا نگه کجا بودی! مادر گریه کرد و گفت: غِلَط کردُم! حسن اقا نَزن غلط کِردُم …! no

recourse چند وقتی که گذشت مادرم شد مادر! هنوز بچه بود که بچه دار شد! مادر بچه داری بلد نبود! نصفه شب بچه دل درد شد و گریه کرد…حسن اقا بلند شد و داد کشید: یا خفه اش کن یا الان پرتش مُکُنم تو کوچه! مادر ترسید…مادر زود باور بود…مادر بچه سال بود…مادر گفت: چشم حسن اقا … نَنداز بچمه تو کوچه …الان ساکتش مُکُنم! نندازش تو کوچه حسن اقا! تو کوچه سگ دره… بچمه مُبُره! recourse

no مادر بچه را برد توی زیر زمین … مادر تا صبح از موش ها ترسید و گریه کرد! اما خوشحال بود که حسن اقا بچه اش را پرت نکرده توی کوچه…! recourse

no مادره مادرم به مادرم گفته بود: شوهر خدای دوم زنه ننه جان! گفته بود: سربراه باش تا کتک نخوری! هر چی گفت بگو چشم! گفته بود: تند تند بزا تا طلاقت نده! گفته بود: زن با لباس سفید مِره خانه شوهر با کفن میه بیرون! گفته بود: طلاق تو خانواده ما رسم نیست! گفته بود: طلاق یعنی مرگ …یعنی بی ابرویی! و مادر کتک خورد و هیچی نگفت! فقط تند تند زایید تا حسن اقا طلاقش نده! مادر میترسید از طلاق! recourse

no مادرم هفت بار بچه زایید و هفت بار کمرش شکست و هفت بار پیر شد! مادر صبح از همه زود تر از خواب بلند میشد و نون میگرفت! حسن اقا فقط نون تازه دوست داشت! حسن اقا بیست تومن زیر چایدون میذاشت برای خرجی…مادر میشست … میخرید… میپخت و باز میشست! تکه گوشتی رو با زرچوبه و نمک و پیاز توی هاونگ سنگی می انداخت و با گوشتکوب چوبی هی میکوبید و هی میکوبید… هی اشک میریخت و هی اشک میرخت! recourse

recourse یه روزگفتم: چره گریه مُکُنی مادر؟ گفت از بوی پیازه مادر جان! از بوی پیازه! ولی مادر اون روز یادش رفته بود پیاز بریزه توی گوشت! belay

recourse حسن اقا فقط شب های جمعه پهلوی مادر میخوابید…شب های دیگه جای خوابش جدا بود! مادر پیر شد کم کم …بچه ها بزرگ شدند! مادر هنوز از حسن اقا میترسه … حسن اقا گاهی که خوش اخلاق باشه میگه مادر زن خوبی بوده! و مادر دلش به همین خوشه! حسن اقا هیچوقت به مادر نگفت دوستش داره! و مادر هیچوقت نفهمید معنی دوست داشتن چیه… معنی عشق چیه! مادر گاهی به خواهرم میگه شوهر خدای دوم زنه! میگه طلاق توی خانواده ما رسم نیست …میگه بسوز مادر …میگه بسوز و بساز و خواهرم فقط میسوزه … فقط میسوزه! شوهر خواهرم اسمش حسن اقاست recourse

 
  : لاک پشت 100 ساله مادر بچه اسب ابی یکساله می شود .

no winked smile

لاک پشت 100 ساله مادر بچه اسب ابی یکساله می شود .


winked بچه اسب ابیی در شهر ساحلی Mombassa کنیا پس از نجات از امواج سونامی وابستگی عجیبی به یک لاک پشت ۱۰۰ ساله پیدا کرده است و این در حالی است که این لاک پشت نر هم تمایل زیادی دارد که نقش مادر این بچه ایب ابی را بازی کند . smile


ا feel ین بچه اسب ابی که مادرش را در سونامی از دست داده کمتر از یکسال دارد و اکولوژیست ها رابطه او را با یک لاک پشت ۱۰۰ ساله بسیار عجیب می دانند feel


لاک پشت 100 ساله مادر بچه اسب ابی یکساله می شود .


.
smile انها با هم شنا می کنند ،غذا می خورند و با هم می خوابند .بچه اسب ابی دقیقا همانطوریکه بچه اسب ابی ها دنبال مادرانشان راه می روند دنبال لاک پشت راه می رود و اگر کسی به لاک پشت نزدیک شود با اعتراض سخت او مواجه خواهد شد :smile
:

 
صفحه پیش 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 18 صفحه بعد

 
 
منوی اصلی
صفحه اصلی آمار سایت جستجوي پيشرفته تماس با ما ارسال مطلب مطالب جدید
 
 
موضوعات
 خبرها (46)
 کوتاه اما خواندنی و دیدنی (10)
 آیا می دانیدکه؟؟ (7)
 عکس (58)
 smsباحال (12)
 شعر (12)
 خدایا.... (1)
 عاشقانه (16)
 چندسخن ازبزرگان (4)
 دخترها و پسرها (3)
 
 
آمار سايت
{statistics}


بهترين نويسندگان:
1- (saba (144
2- (tondar (22
3- (mohammad (5
4- (saman34 (3
5- (neo (2

آمار مطالب:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 0
  اين ماه: 7
  کل: 176

آمار کاربران:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 1
  اين ماه: 3
  کل: 29
  بن شدگان: 0
 
 
 
Copyright © DatalifeCMS.iR  Design © Sam.RAzm 2006-2008